الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلاً

صفحه اصلی ارسال کتاب   ارسال مقاله معرفی به دوستان تبلیغات دانلود نرم افزار اخبار سایت  درباره ما تماس با ما

 

تبلیغات

 

موضوعات کتابخانه

  (0)


  آشپزی (17)

  آموزش و پرورش (47)

  اخلاق و عرفان (13)

  اشعار و ادبیات (839)

  اقتصادی (152)

  برنامه ریزی و مدیریت (50)

  تاریخی (503)

  جغرافیایی (70)

  حقوقی (55)

  خانواده (104)

  دفاع مقدس (40)

  رمان و داستان (1534)

  روانشناسی (254)

  ریاضیات و حسابداری (53)

  زبان خارجه (118)

  زندگینامه (285)

  سیاسی (214)

  شیمی و پترو شیمی (34)

  ضمیمه بایت روزنامه خراسان (4)

  ضمیمه کلیک جام جم (409)

  طنز و سرگرمی (81)

  علمی و هنری (251)

  علوم غریبه (136)

  عمومی و متفرقه (125)

  فرهنگی و اجتماعی (206)

  فلسفی (275)

  فیزیک (26)

  مجلات و نشریات (282)

  محیط زیست (36)

  مذهبی (1929)

  مهندسی آب (4)

  مهندسی الکترونیک (73)

  مهندسی برق (46)

  مهندسی رباتیک (22)

  مهندسی صنایع (5)

  مهندسی عمران (124)

  مهندسی معماری (20)

  مهندسی مکانیک (102)

  مهندسی هوافضا (1)

  مهندسی کشاورزی (15)

  موبایل (56)

  نجوم و اخترشناسی (33)

  نقد و بررسی (149)

  نمایشنامه و فیلم نامه (184)

  ورزشی (68)

  پزشکی (277)

  کامپیوتر و اینترنت (1171)

  کتاب الکترونیکی موبایل (300)

  کتابهای مرجع (5)

  کودک و نوجوان (210)

 

دریافت رایگان کتاب

جهت اطلاع  از اضافه شدن کتابهای جدید به سایت می توانید در گروه عضو شوید و جدیدترین کتابها و مقالات سایت را در ایمیل خود دریافت کنید.

 

خوراک خوان

 

آخرین اخبار سایت

12 آبان 1389

اجرای فایل های ram و ra


راهنمای اجرای فایلهای صوتی ram و ra در کامپیوتر ... ادامه


تمام اخبار

 

دوستان IRPDF

 

Warning: preg_match(): Unknown modifier '/' in /home/downlo12/domains/irpdf.com/public_html/includes/counter.php on line 127
 
سایت تبلیغات رایگان

کنکور در خانه
 

 دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد دوم


 شاخه: مذهبی    تعداد بازدید: 39545

 زبان: فارسی  نویسنده: دکتر سید محمد تیجانی سماوی
 نوع فایل: djvu
 تعداد صفحات: 261  ناشر: بنیاد معارف اسلامی
 حجم کتاب: 2.61 مگابایت
توضیحات

جلد دوم

 

نگاهی به سرگذشت دکتر سید محمد تیجانی سماوی

دکتر سید محمد تیجانی سماوی تونسی در شهر قوضه از کشور تونس در سال 1315 ﻫ..ش چشم به جهان گشود.
وی در خانواده‌ای سرشناس و مذهبی رشد کرده به معارف دینی اهتمام ورزید و از آنجایی‌که از ذوق و استعداد سرشاری برخوردار بود سرانجام به رتبۀمهندسی نایل شد. در سنین جوانی امام جماعت شهر بود و در همان سنین جوانی به حجّ خانۀخدا مشرف گردید. به آیین وهّابیّت علاقه‌مند شد و در کلاس درس و بحث خویش از آن تبلیغ نمود. طی مسافرت‌های زیادی که به کشورهای اسلامی داشت، با شخصی به نام منعم که استاد دانشگاه عراقی بود، آشنا گردید و این مقدمه‌ای شد تا سرانجام به صراط مستقیم هدایت شود. در جریان این سفرها به شهرهای عراق، عربستان و ... با مذهب جعفری آشنا شده و از آیین وهّابیّت بیزار شد. ملاقات‌های مؤثر او با مراجع بزرگ شیعه همچون آیت‌الله خویی و سید محمدباقر صدر نقطۀعطفی در استبصار وی به شمار می‌رود. سرانجام به کشور خویش بازگشت و با پژوهش و مناظره و نهایت تحقیق، شیعۀدوازده امامی شده و مبلّغ توانایی گردید و البته در این مسیر با مسایل و مشکلات سختی هم رو‌به‌رو شد.




توجه: نرم افزارهای مورد نیاز برای مطالعه کتابهای را از این قسمت دانلود نمایید.

IE: در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی دکمه Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب کنید.

Firefox: در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی دکمه Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Link As را انتخاب کنید.


هدیه به دوستان

|

57 نظر

|

اضافه شده در تاریخ چهارشنبه، 19 آبان، 1389

 

 
بانک مقالات ، پایان نامه و پروژه های دانشجیی

خودكار نامرئي

 


 
نام: آی پی شما: 54.234.63.187
ایمیل: کد امنیتی: این کد را در کادر مقابل وارد نمایید
نظر شما:


نظرات درمورد این کتاب
ارسال شده توسط مهدی در تاریخ: شنبه، 17 مرداد، 1394

باسلام ! خدا قوت ٬ خیلی عالی بود.اجرکم عند الله


ارسال شده توسط Khalilahmadi در تاریخ: سه شنبه، 6 مرداد، 1394
سروجانم به فدایی خلفاء راشدین ابوبکر صدیق رضی الله عنه وعمرفاروق رضی الله عنه و عثمان غنی رضی الله عنه و علی رضی الله عنه زنده باد اسلام

ارسال شده توسط سنی در تاریخ: یکشنبه، 10 خرداد، 1394
ما عاشق سرورمان حضرت محمد صلی الله علیه واله وصلم و صحابه شان به خصوص خلفای راشدین هستیم و هیچکی نمیتونه این عقیده ی ما را تغییرر دهد

ارسال شده توسط شیعه در تاریخ: دوشنبه، 21 اردیبهشت، 1394
با سلام محضر همه  برادران و دوستان شیعی و سنی: دوستان حضرت علی (ع) فردی هستن که هم ما  و هم اهل سنت بهش اعتقاد دارن دوسش دارن از طرفی همه بحث‌ها هم سر حضرت علی هست فکر نمیکنید یک توطئیه انگلیسی اسرائیلی هست . دوستان اهل سنت خب شما اولی رو قبول دارین به گفته‌هاش عمل کنین مرده میرسه به دومی به گفته‌هاش عمل کنید رسیده به سومی به‌سنش عمل کنید حالا که میرسه به حضرت علی خب به سنتش عمل کنید یا یبار قبولش نکنید از ی طرف میگین علی (ع) خلیفه چهارم هست قبولش داریم از ی طرف هم کارهاشو نمی‌پذیرید آخرین دین برای کدام پیامبر هست حصزت محمد(ص) پس به غیر از این دین یعنی کافر چون پیامبر خدا که خاتم و کامل همه پامبرا هست رو قبول نمیکنه میرسه به مذهب ما میگیم امام علی (ع) شما بگین خلیفه چهارم پس واجبه سنتهاشو که همش سنت پیامبر هست عمل کنید

ارسال شده توسط مسافر در تاریخ: شنبه، 19 اردیبهشت، 1394
با سلام خدمت همه عزیزان اعم از شیعیان و اهل تسنن
رفتار علما به حق رو در صحبت کردن پیش بگیرید
فقط نسبت به حق تعصب داشته باشید مبتنی بر منابع علمی صحبت کنید و اگر کسی مبتنی بر مطالب علمی مطلبی گفت که به خلاف سلیقه و عقیده شما بود بلافاصله نفی اش نکرده و فحشش ندید تحقیق کنید که حجت خدا (عقل) در همه انسانها برای همین به ودیعت گذاشته شده تا با کمک آن مسیر صحیح رو پیدا کنهدر این صورت خدا وعده هدایت داده که ان شاء الله مسیر حق برای انسان روشن خواهد که که من یتق الله یجعل له مخرجا
ارادتمند همه کسانی که جویای حقیقت هستند

ارسال شده توسط نسیم در تاریخ: جمعه، 18 اردیبهشت، 1394
اخه نکته ی مهم اینجاست که اکثر شیعه ها قران رو قبول ندارن

ارسال شده توسط نسیم در تاریخ: جمعه، 18 اردیبهشت، 1394
اخه نکته ی مهم اینجاست که اکثر شیعه ها قران رو قبول ندارن

ارسال شده توسط علی رحاتیان در تاریخ: جمعه، 4 اردیبهشت، 1394
اگر می خواهید صحابه رسول الله(ص) یعنی مهاجرین و انصار رو بشناسید فقط به قرآن تکیه کنید که در مورد آنها چه می گوید تاریخ پر از انحرافات و جدل است هر گروه دیگری را منکر شده اگر مسلماتید به قرآن رجوع کنید که می فرماید خداوند از مهاجران و انصار راضی است و آنها نیز از خداوند دیگر دعوای شما سر چی هست اگر قرآن را قبول دارید یک آیه کافیست تیازی به جر و بحث نیست عمر و ابوبکر و عثمان و علی طلحه و زبیر از اقوام درجه اول پیامبر و از مهاجرات هستند والسابقوت الاولون من المهاجرین و التصار رضی الله عتهم و رضو عنه و اعده لهم جنات تجری من تحتها التهار خالدین فیها ابدا ابوبکر و عمر پدر زن پیامبر عثمان دو دختر پیامبر را عقد کرده و علی یکی از دختران پیامبر و طلحه و زبیر دختر عمه پیامبر شما سر چی دعوا می کنید آیا از پیامبر برای دین دلسوزترید

ارسال شده توسط علی در تاریخ: یکشنبه، 16 فروردین، 1394
مهم این است مسلمان باشیم.... هر چه اسلام گفته رعایت بکنیم.. خوبی های شیعه را بگیریم و خوبیهای سنیها....البته اگه میخواهی به راه راست هدیت شوی..اگر ن میخوای به این وان اهانت بکنی و تفرقه بندازی و گروهی از اسنی یا شیعه دفاع بکنی بدرد هیچی نمیخوری... دین اسلام و قران به لطف خدا محفوظ است با تشکر امیدوارم همه ما به راه راست هدایت شویم

ارسال شده توسط احسان در تاریخ: دوشنبه، 3 فروردین، 1394
به اذن خدا من شیعه بودم سنی شدم خدا رو شکر ان شالله همه ی شیعه ها هدایت شوند

ارسال شده توسط الهام در تاریخ: جمعه، 29 اسفند، 1393
درود بر عمربن خطاب ولی نمیگم لعنت بر دشمنانش زیرا لعنت فرستادن در شان اهل سنت نیست

ارسال شده توسط علی در تاریخ: جمعه، 29 اسفند، 1393
البته همه ی شیعه ها بد نیستن ام بعضی هاشون مثل همین حتی حیف بهشون بگی مسلمون

ارسال شده توسط عایشه در تاریخ: جمعه، 29 اسفند، 1393
ایلیا خانم یه بار دیگه اون دهن کثیف تو ببند وقتی خواستی از صحابه اسم ببری شیعه ی صفوی بدبخت قبر پرستا خرافاتی ها شما برید خمس بدین بی شعور تو کی هستی در مورد صحابه حرف بزنی بدبخت صفوی

ارسال شده توسط رضا در تاریخ: پنجشنبه، 14 اسفند، 1393
با سلام - من منابع و اسامی کتابهائی در رابطه با اهل سنت و وهابقیت و بزرگان و مراجع آن می خواهم لطفأ راهنمائی کنید

ارسال شده توسط ایاز در تاریخ: شنبه، 6 دی، 1393
تشکر از خدمات شما جزاک الله الخیر

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393

بيهقى، ابن‏ ابى‏شيبه، ابن‏ عساكر، سيوطى و متقى هندى چند تن از علماى بزرگ ما به نقل از ضحاك مى‏نويسند:
روزى حضرت ابوبكر پرنده‏ ا ى را بر روى درختى ديد و گفت: خوشا به حالت اى پرنده! به خدا قسم! من نيز دوست داشتم مثل تو پرنده بودم، زيرا آزادانه پرواز مى‏كنى و بر روى درختان مى‏نشينى و از ميوه‏ هاى آن‏ها مى‏خورى و در روز قيامت نيز هيچ حساب و كتاب و عذابى ندارى. دوست داشتم درختى بودم در كنار راه، شتران و چهارپايان از كنار من مى‏گذشتند و مرا مى‏خوردند. سپس به عنوان پشگل و غائط از مخرج آنان خارج مى‏شدم.

حضرت عمر نيز مى‏گفت: اى كاش انسان نبودم، بلكه گوسفندى بودم از گوسفندان خانواده‏ ام. از من نگهدارى مى‏كردند تا چاق شوم. آنگاه مهمان عزيزى به زيارت خانواده‏ ام مى‏آمد و آنان مرا براى مهمانشان مى‏كشتند و با گوشت من كباب و آبگوشت درست مى‏كردند و مى‏خوردند و سپس به عنوان مدفوع از مخرج آنان خارج مى‏شدم.

«رأى أبوبكر طيراً واقعاً على شجرة، فقال: طوبى لك يا طير! واللّه‏ لوددتُ أنّي كنتُ مثلك، تقع على الشجرة و تأكل من الثمر، ثمّ تطير و ليس عليك حساب و لا عذاب. واللّه‏ لوددتُ أنّي كنت شجرة إلى جانب الطريق، مرّ علَيَّ بعيرٌ، فأخذني، فأدخلني فاه، فلاكني، ثمّ ازدَرَدَني، ثمّ أخرجني بَعراً و لم‏أكن بشراً. قال: فقال عمر: يا ليتني كنت كبش أهلي سمَّنوني ما بدا لهم حتّى إذا كنتُ كأسمن ما يكون زارهم بعض من يحبّون، فذبحوني لهم، فجعلوا بعضي شِواءً و بعضي (بعضه) قَديداً، ثمّ أكلوني (ثمّ ألقوني عذرة في الحش) و (أنّي) لم‏أكن (خلقت) بشراً».

ابن‏ ابى‏شيبه، المصنف في الأحاديث و الآثار: ج 8، ص 144، كتاب الزهد، باب 7 كلام أبيبكر، ح 2؛ بيهقى، شعب الإيمان: ج 1، ص 485، باب في الخوف من اللّه‏، ح  787؛ سيوطى، تاريخ الخلفاء: ص 112، الخلفاء الراشدون، عمر بن الخطاب، نبذ من أخباره و قضاياه و متقى هندى، كنزالعمال في سنن الأقوال و الأفعال: ج  12، ص 529، ح 35703.

آيا آرزوى درخت بودن و گوسفند بودن و تبديل به پشگل و مدفوع شدن با مقام حضرت ابوبكر و عمر سازگار است؟

آيا چنين آرزويى نشانگر زهد و خوف حضرت ابوبكر و عمر است؟

حضرت ابوبكر و عمر مرتكب چه گناهانى شده بودند كه از حساب و كتاب و عذاب روز قيامت مى‏ترسيدند و چنين آرزوهايى مى‏كردند؟

همه این مطالب  با سند گفته شده امیدوارم بفهمید که چه می گویید.ما اهل اهانت به صحابه نیستیم بالاخره کارها و اتفاقاتی افتاده که جوابگو خواهندبود همچنانکه ما جوابگو خواهیم بود پس بیایید منتظر روز جزا باشیم بدون اینکه به هم تهمت بزنیم
یا حق

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393
البته از تهمت عایشه به پیامبر که میگفت من دختری بودم کم سن وسال طوری که پدر و مادرم را نمی شناختم اما پیامبر به خانه ی ما می امد و علمای شما می گویند که پیامبر برای تمتع جنسی نمی رفت چون عایشه کم سن و سال بوداما جور دیگه از عایشه لذت می برد.یعنی انقدر دفاع و فضیلت تراشی واجب شده که پیامبر را دارای مشکل جنسی بدانیم حتی به قیمت تطهیر دختران کسانی که آرزو داشتند انسان نبودندبلکه گوسفند و علف و پیشگل و مدفوع بودند؟

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393

ابراهيم بن سيار معروف به نظام معتزلى نيز درباره حديث ثقلين مى‏گويد: پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم حضرت على رضى‏الله‏عنه را براى جانشينى خود منصوب كرده و به مردم نيز معرفى كرد. صحابه نيز اين مطلب را فهميدند، اما عمر بن خطاب به خاطر حمايت از ابوبكر و به خلافت رسيدن او اين مطلب را كتمان كرد.

«نص النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم على أنّ الإمامَ عليٌّ و عيّنه، و عرفت الصحابة ذلك و لكن كتمه عمر لأجل أبيبكر».

صفدى، الوافي بالوفيات: ج 6، ص 17، شرح حال نظام معتزلى، ش 2444.

این که دیگه از جعلیات ما شیعیان نیست.

ابوهريره به یک واقعيت دیگر اشاره كرده و مى‏گويد: عده‏ اى از صحابه پيامبر مطالب تورات را مى‏نوشتند. هنگامى كه پيامبر از اين مطلب مطلع شدند، فرمودند: احمق‏ترين احمق‏ها و گمراه‏ترين گمراهان كسانى هستند كه به مطالب و آموزه‏هايى كه توسط پيامبرشان آورده شده، توجه نمى‏كنند و به نوشتن مطالب و دستورات پيامبر قوم ديگر مى‏پردازند.

«كان ناس من أصحاب رسول‏اللّه‏ يكتبون من التوراة، فذكروا ذلك لرسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: إن أحمق الحمق و أضل الضلالة قوم رغبوا عما جاء به نبيّهم إلى نبيّ غير نبيّهم و إلى أمّة غير أمتهم».

سيوطى، الدر المنثور في التفسير بالمأثور: ج 5، ص 148، تفسير آيه 51 سوره عنكبوت و متقى هندى، كنزالعمال في سنن الأقوال و الأفعال: ج 1، ص 217، ح 1087.

آيا با وجود احمق و گمراه خوانده شدن عده ‏اى از صحابه توسط پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، باز هم مى‏توان تمامى صحابه را عادل و الگويى مناسب براى پيروى دانست؟
 

سمعانى درباره قرآن خواندن سر بريده احمد بن نصر مى‏نويسد: وى در ماجراى «مخلوق يا قديم بودن قرآن» به دليل همكارى نكردن و هم‏رأى نشدن با حكومت و نپذيرفتنِ مخلوق بودن قرآن، توسط الواثق باللّه‏ خليفه عباسى كشته شد. سر بريده احمد بن نصر تا هنگام دفن، قرآن مى‏خواند. الواثق باللّه‏ وى را در روز پنجشنبه دو روز قبل از اتمام شعبان سال 231 هجرى قمرى به قتل رسانيد. در روز شنبه همزمان با اول رمضان سر بريده او را در بغداد روى پل نصب كردند. سر بريده او را در حال خواندن آيه «الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ» (سوره عنكبوت، آيه 1 و 2) مشاهده كرده بودند. سر بريده او در بغداد و بدن او در سامرا به دار آويخته شده بود. پس از شش سال، سر بريده و بدن او را در روز سه‏شنبه سوم شوال 237 هجرى قمرى در كنار هم قرار داده و در سمت شرقى مقبره
معروف مالكيه دفن كردند.

«قتله الواثق لإمتناعه عن القول بخلق القرآن، و كان لسانه يقرأ القرآن إلى أن دفن، قتله الواثق بيده في يوم الخميس ليومين بقيا من شعبان سنة إحدى و ثلاثين و مائتين. و في يوم السبت مستهل شهر رمضان نصب رأسه ببغداد على رأس الجسر، فحكى بعضهم أنّه رأى الرأس مصلوباً يقرأ: «الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ» و بقي رأسه ببغداد و جثته بسرّ من رأى سامراء مصلوباً ست سنين إلى أن خط و جمع بينهما و دفن في الجانب الشرقي في المقبرة المعروفة بالمالكية، و كان الدفن يوم الثلاثاء لثلاث من شوال سنة سبع و ثلاثين و مائتين».

سمعانى، الأنساب: ج 2، ص 358، باب الخاء و الزاي، ذيل الخزاعي.

ذهبى يكى ديگر از علماى ما نيز به سخن گفتن سر بريده احمد بن نصر اشاره كرده و به نقل از شخصى كه شاهد كشته شدن احمد بن نصر بوده، مى‏نويسد: هنگامى كه احمد بن نصر به قتل رسيد، سر بريده او جمله «لا إله إلاّ اللّه‏» را گفت.

«رأيت رأس أحمد بن نصر حين قتل قال رأسه: لا إله إلاّ اللّه‏».

ذهبى، سير أعلام النبلاء: ج 11، ص 168، شرح حال احمد بن نصر خزاعى، ش 70.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، چرا قرآن خواندن سر بريده حضرت حسين رضى‏ الله‏ عنه را انكار كرده و شيعيان و روافض را به خاطر نقل اين مطالب مورد انتقاد شديد قرار مى‏دهيم؟

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟
جناب سنی با این عقاید شما چیکار کنیم واقعا عمر بالاتر از حضرت محمد صلوات الله علیه واله طیبین والطاهرین بود که هشدار میداد که خدا چه گفته و چه نگفته؟

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393
در زمان خود پیغمبر کسانی که به سرپرستی حضرت جعفربن ابی طالب رضوان الله علیه به حبشه رفتند یعنی گزینش شدند و برای رهایی از آزار و اذیت امت کافر پناه بردند به سرزمین نجاشی کسی بود (مردی فوق العاده زیبا بود )که بخاطر یک زن درباری از اسلام دست کشید و مسیحی شد (گرچه بعدآ مردان درباری او را به کمک عطری سمی دیوانه کردند و کشتند )اما کسی که گزینش میشه ومورد تایید پیامبر است به سفارش نبی اکرم مهاجرت می کنه ازدین برمی گرده ومرتد میشه آیا حالا بگیم این دین چه ارزشی داره؟وقتی اولین مهاجرانش مرتد میشن اونم بخاطر یک زن چه ارزشی داره که مسلمان بشویم؟این چه استدلال مزخرفی هست که شما سنی ها دارید فلانی سنی شده (که دروغ محضه)گرچه همه ی علمای شیعه  سنی بشوند( که از محالاته )هم تاثیری بر حقانیت شیعه نخواهد داشت.مثل این می مونه که بگیم ابلیس بعد از4هزار سال عبادت که کافر شده حتما با کفرش موجبات اذیت خدا را فراهم کرده وثانیا بعداز4000سال عبادت به نتیجه ای رسیده که کافر شده پس ما هم شیطان پرست بشویم ؟بدانید که برقعی ها المویدها و خیلی از علما در زمان ظهور شاید بر علیه امام زمان قیام کنند حالا منم برم به خاطر یک حرام لقمه با امام زمان که حتم دارم سنی نیست و ایمان دارم شیعه است مبارزه کنم؟مگه ما بخاطر ایت الله بهجت ها و امام خمینی و امام خامنه ای ها شیعه شدیم که بخاطر موید ها سنی بشیم.انقدر در مذهبتان قحط الرجال هست که به این افراد پناه می برید مثل اعقابتان که به خالدبن ولید زناکار متوسل می شدید.بخدا انقدر استدلال عقلی و نقلی هست که اگه بخوام فقط فهرست وار بنویسم زمان خواهد برد اما مثالهایی زدم تا بدانید شاید این جمعه بیاید شاید...


کل نظرات این کتاب 57 (در هر صفحه 20 نظر)

1 |  2 |  3 | 


 
15 کتاب از این نویسنده:

15 کتاب از این ناشر:


دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد دوم

دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد اول


دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد دوم

دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد اول


[لیست همه کتابهای این نویسنده]

[لیست همه کتابهای این ناشر]

 


با پرداخت فقط و فقط وجه یک کتاب بیش از 7500 کتاب را درب منزلتان دریافت و بعد وجه آنرا به مامور پست بپردازید. این مجموعه نفیس که بر روی 6 عدد DVD تهیه شده است شامل تمامی کتابهای موجود در سایت میباشد. (صدها هزار صفحه کتاب)
تعدادی از کتابهای این کتابخانه بدلیل تجدید چاپ نشدن در بازار کتاب بسیار نایاب میباشند و بیش از سی سال است که از چاپ آخرین نسخه آنها گذشته است و تجدید چاپ نشده اند. اکثر این کتابها برای اولین بار فقط در این سایت برای دانلود قرار داده شده است.

توصیه ما به شما: بجای دانلود با سرعت بسیار پایین اینترنت ایران کلیه کتابها را با اتوران سازی بسیار پیشرفته بهمراه نرم افزارهای مورد نیاز برای مطالعه کتابها را درب منزلتان تحویل بگیرید.
کتابها از چنان تنوع زیادی برخوردار است که شما با هر سطح دانش و نوع تفکری میتوانید از بخش زیادی از کتابخانه کمال استفاده را نمایید. اکثر کتابها دارای کیفیت بسیار عالی هستند. نرم افزار اتوران ساز کتابها به نوعی تهیه شده است که برای مثال شما وارد بخش کامپیوتر کتابخانه دیجیتال میشوید و پس از مطالعه توضیحات و مشخصات کتابها بر روی قسمت مورد نظر کلیک مینمایید تا باز شود.

لیست کتابهای موجود در پکیجها

تصاویری ازکتابخانه دیجیتال

قیمت کل این مجموعه بر روی 6 عدد DVD و پک مخصوص بهمراه دهها نرم افزار مورد نیاز برای مطالعه کتابها فقط و فقط 14900 تومان میباشد.
این محصول دارای گارانتی تعویض میباشد.
برای خرید پستی این مجموعه از لینک خرید پستی در بخش زیر استفاده نمایید.

سفارش کل مجموعه بر روی 6 عدد DVD :

آمار سایت
امروز:
جمعه، 6 شهریور، 1394

آمار کلی:

کل کتابها: 11007
کل شاخه ها: 51
کل زیر شاخه ها: 161
کل نظرات کتابها: 11796
کل اخبار: 1
کل لینکها: 0
کل برنامه ها: 11
کل مقالات: 284
کل شاخه های مقالات: 24
کل نظرات مقالات: 318

کل بازدیدها:

امروز: 7,196
دیروز: 115,079
مجموع: 207,227,036
از تاریخ: 24 بهمن 1385


وضعیت آنلاین سایت:

بیشترین افراد آنلاین: 3,823
افراد آنلاین سایت: 491

 

تبلیغات متنی

خرید کتاب

خرید کتاب بای بوک



گیفت کارت آیتونز

گیفت کارت آیتونز



تجهیزات پزشکی

تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی



پنل اس ام اس

پنل اس ام اس



شارژ رایتل

شارژ رایتل



جم رایگان

جم رایگان و آموزش بازی کلش آف کلنز



دانلود کتاب

دانلود کتاب اندروید



انجام پروپوزال

انجام پروپوزال



تبلیغات متنی سایت شما

توضیحات تبلیغات متنی سایت شما بصورت کوتاه


 

موضوعات مقالات

 اقتصادی (6)

 جامعه شناسی (3)

 جغرافیا و محیط زیست (26)

 حسابداری و مدیریت (14)

 حقوقی (3)

 روانشناسی (8)

 سیاسی (6)

 عرفانی (1)

 علوم پایه(فیزیک و شیمی) (12)

 فرهنگی و اجتماعی (9)

 فلسفی (9)

 مذهبی (6)

 مهندسی برق (21)

 مهندسی صنایع (16)

 مهندسی عمران (21)

 مهندسی معماری (15)

 مهندسی مواد (15)

 مهندسی مکانیک (17)

 مهندسی کشاورزی (21)

 نجوم و اخترشناسی (4)

 هنری (4)

 ورزشی (4)

 پزشکی (12)

 کامپیوتر و اینترنت (31)

 

آخرین مقالات

اثر کم ابیاری برویژگیهای باغی و میوه بادام درختی در شهرستان سامان
آزاد سازی قیمت برق در بخش کشاورزی
آنالیز کیفیت مسکن در معماری امروز ایران با تاکید بر مفهوم آسایش داخلی نمونه موردی: مجتمع مسکونی آرمس مشهد
اثرات استفاده از پساب شهری در ابیاری اراضی تحت کشت کاهو
آموزه های مهارتی ترسیمی و نقش آنها در طراحی معماری
اجرای بندکشی کانالهای بتنی روباز شبکه های ابیاری و زهکشی مطالعه موردی: شبکه ابیاری پایاب سد دوستی و دشت باهوکلات
ارائه روشی جهت بهینه سازی زمان پاسخ رفت و برگشت در طراحی پایگاه داده توزیع شده
تعیین اولویت شاخصهای اثرگذار در طراحی پورتالهای حمل و نقل به روش AHP
آب شیرین کن خورشیدی با طراحی جدید در صفحه جاذب
ارائه چارچوب مفهومی طراحی نقش دانش برای سازمان های پروژه محور

تمام مقالات

 

کتابهای شما

آمار کلی مرکز نشر آثار:

کل کتابهای این بخش: 280
کل شاخه های این بخش: 38
کل زیر شاخه های این بخش: 50
کل بازدیدها: 738939

ورود به صفحه اصلی


5 کتاب جدید شما:

دانلود کتاب نگاهی به زبان انگلیسی از دیدگاه زبان شناسی
ماتريكس از فراسوى ماتريكس
جامعه شناسان ناآرام (جلد اول) اگوست کنت - آرامگرای ناآرام
آموزش ساده ی اوبونتو 10.10
آموزش ساخت بازی های کامپیوتری با برنامه نویسی


5 کتاب پربازدید شما:

فرهنگ لغات قرآنی (کلمه به کلمه با قرآن)
آموزش ساخت بازی های کامپیوتری بدون برنامه نویسی
پاریس تورس و شمشیر اهریمن
مفاهیم سیستم عامل
کتاب جامع نظریه زبیان ها و ماشینها

 

نرم افزارهای مورد نیاز

نرم افزار Real Player v.11

مشاهده و خواندن فایل های PDF با Adobe Acrobat Reader v9.3

نرم افزار پخش فایلهای صوتی و تصویری KMPlayer v2.9.4.1437

نرم افزار Macromedia Flash Player

نرم افزار Tiff Viewer

نرم افزار DjVu Browser Plugin 6.0

قدرتمندترين برنامه فشرده ساز جهان WinRAR v3.92

نرم افزار فشرده ساز قدرتمند WinZip 14.5

دانلود راحت و بی دردسر با Orbit Downloader v4.0.0.2

نرم افزار Foxit Reader 4

تمام برنامه ها

 

حمایت از ما

دانلود رایگان کتابهای الکترونیکی فارسی

لینک به ما:

 

معرفی سایت به دوستان
نام شما*:

ایمیل شما*:

نام دوستتان*:

ایمیل دوستتان*:


کد امنیتی: این کد را در کادر مقابل وارد نمایید