الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلاً

صفحه اصلی ارسال کتاب   ارسال مقاله معرفی به دوستان تبلیغات دانلود نرم افزار اخبار سایت  درباره ما تماس با ما

 

تبلیغات

 

موضوعات کتابخانه

  (0)


  آشپزی (16)

  آموزش و پرورش (33)

  اخلاق و عرفان (11)

  اشعار و ادبیات (689)

  اقتصادی (75)

  برنامه ریزی و مدیریت (33)

  تاریخی (362)

  جغرافیایی (58)

  حقوقی (32)

  خانواده (97)

  دفاع مقدس (40)

  رمان و داستان (1183)

  روانشناسی (142)

  ریاضیات و حسابداری (48)

  زبان خارجه (65)

  زندگینامه (205)

  سیاسی (185)

  شیمی و پترو شیمی (34)

  ضمیمه کلیک جام جم (409)

  طنز و سرگرمی (70)

  علمی و هنری (159)

  علوم غریبه (125)

  عمومی و متفرقه (74)

  فرهنگی و اجتماعی (100)

  فلسفی (191)

  فیزیک (24)

  مجلات و نشریات (269)

  محیط زیست (22)

  مذهبی (1886)

  مهندسی آب (4)

  مهندسی الکترونیک (73)

  مهندسی برق (44)

  مهندسی رباتیک (22)

  مهندسی صنایع (3)

  مهندسی عمران (120)

  مهندسی معماری (14)

  مهندسی مکانیک (97)

  مهندسی هوافضا (1)

  مهندسی کشاورزی (11)

  موبایل (56)

  نجوم و اخترشناسی (15)

  نقد و بررسی (149)

  نمایشنامه و فیلم نامه (158)

  ورزشی (58)

  پزشکی (217)

  کامپیوتر و اینترنت (1091)

  کتاب الکترونیکی موبایل (300)

  کودک و نوجوان (94)

 

دریافت رایگان کتاب

جهت اطلاع  از اضافه شدن کتابهای جدید به سایت می توانید در گروه عضو شوید و جدیدترین کتابها و مقالات سایت را در ایمیل خود دریافت کنید.

 

خوراک خوان

 

آخرین اخبار سایت

12 آبان 1389

اجرای فایل های ram و ra


راهنمای اجرای فایلهای صوتی ram و ra در کامپیوتر ... ادامه


تمام اخبار

 

دوستان IRPDF

 

Warning: preg_match(): Unknown modifier '/' in /home/downlo12/domains/irpdf.com/public_html/includes/counter.php on line 127
 
سایت تبلیغات رایگان

خرید لباس و شلوار جین

کنکور در خانه
 

 دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد دوم


 شاخه: مذهبی    تعداد بازدید: 32473

 زبان: فارسی  نویسنده: دکتر سید محمد تیجانی سماوی
 نوع فایل: djvu
 تعداد صفحات: 261  ناشر: بنیاد معارف اسلامی
 حجم کتاب: 2.61 مگابایت
توضیحات

جلد دوم

 

نگاهی به سرگذشت دکتر سید محمد تیجانی سماوی

دکتر سید محمد تیجانی سماوی تونسی در شهر قوضه از کشور تونس در سال 1315 ﻫ..ش چشم به جهان گشود.
وی در خانواده‌ای سرشناس و مذهبی رشد کرده به معارف دینی اهتمام ورزید و از آنجایی‌که از ذوق و استعداد سرشاری برخوردار بود سرانجام به رتبۀمهندسی نایل شد. در سنین جوانی امام جماعت شهر بود و در همان سنین جوانی به حجّ خانۀخدا مشرف گردید. به آیین وهّابیّت علاقه‌مند شد و در کلاس درس و بحث خویش از آن تبلیغ نمود. طی مسافرت‌های زیادی که به کشورهای اسلامی داشت، با شخصی به نام منعم که استاد دانشگاه عراقی بود، آشنا گردید و این مقدمه‌ای شد تا سرانجام به صراط مستقیم هدایت شود. در جریان این سفرها به شهرهای عراق، عربستان و ... با مذهب جعفری آشنا شده و از آیین وهّابیّت بیزار شد. ملاقات‌های مؤثر او با مراجع بزرگ شیعه همچون آیت‌الله خویی و سید محمدباقر صدر نقطۀعطفی در استبصار وی به شمار می‌رود. سرانجام به کشور خویش بازگشت و با پژوهش و مناظره و نهایت تحقیق، شیعۀدوازده امامی شده و مبلّغ توانایی گردید و البته در این مسیر با مسایل و مشکلات سختی هم رو‌به‌رو شد.




توجه: نرم افزارهای مورد نیاز برای مطالعه کتابهای را از این قسمت دانلود نمایید.

IE: در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی دکمه Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب کنید.

Firefox: در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی دکمه Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Link As را انتخاب کنید.


هدیه به دوستان

|

42 نظر

|

اضافه شده در تاریخ چهارشنبه، 19 آبان، 1389

 

 
بانک مقالات ، پایان نامه و پروژه های دانشجیی

خودكار نامرئي

 


 
نام: آی پی شما: 54.226.136.179
ایمیل: کد امنیتی: این کد را در کادر مقابل وارد نمایید
نظر شما:


نظرات درمورد این کتاب
ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393

بيهقى، ابن‏ ابى‏شيبه، ابن‏ عساكر، سيوطى و متقى هندى چند تن از علماى بزرگ ما به نقل از ضحاك مى‏نويسند:
روزى حضرت ابوبكر پرنده‏ ا ى را بر روى درختى ديد و گفت: خوشا به حالت اى پرنده! به خدا قسم! من نيز دوست داشتم مثل تو پرنده بودم، زيرا آزادانه پرواز مى‏كنى و بر روى درختان مى‏نشينى و از ميوه‏ هاى آن‏ها مى‏خورى و در روز قيامت نيز هيچ حساب و كتاب و عذابى ندارى. دوست داشتم درختى بودم در كنار راه، شتران و چهارپايان از كنار من مى‏گذشتند و مرا مى‏خوردند. سپس به عنوان پشگل و غائط از مخرج آنان خارج مى‏شدم.

حضرت عمر نيز مى‏گفت: اى كاش انسان نبودم، بلكه گوسفندى بودم از گوسفندان خانواده‏ ام. از من نگهدارى مى‏كردند تا چاق شوم. آنگاه مهمان عزيزى به زيارت خانواده‏ ام مى‏آمد و آنان مرا براى مهمانشان مى‏كشتند و با گوشت من كباب و آبگوشت درست مى‏كردند و مى‏خوردند و سپس به عنوان مدفوع از مخرج آنان خارج مى‏شدم.

«رأى أبوبكر طيراً واقعاً على شجرة، فقال: طوبى لك يا طير! واللّه‏ لوددتُ أنّي كنتُ مثلك، تقع على الشجرة و تأكل من الثمر، ثمّ تطير و ليس عليك حساب و لا عذاب. واللّه‏ لوددتُ أنّي كنت شجرة إلى جانب الطريق، مرّ علَيَّ بعيرٌ، فأخذني، فأدخلني فاه، فلاكني، ثمّ ازدَرَدَني، ثمّ أخرجني بَعراً و لم‏أكن بشراً. قال: فقال عمر: يا ليتني كنت كبش أهلي سمَّنوني ما بدا لهم حتّى إذا كنتُ كأسمن ما يكون زارهم بعض من يحبّون، فذبحوني لهم، فجعلوا بعضي شِواءً و بعضي (بعضه) قَديداً، ثمّ أكلوني (ثمّ ألقوني عذرة في الحش) و (أنّي) لم‏أكن (خلقت) بشراً».

ابن‏ ابى‏شيبه، المصنف في الأحاديث و الآثار: ج 8، ص 144، كتاب الزهد، باب 7 كلام أبيبكر، ح 2؛ بيهقى، شعب الإيمان: ج 1، ص 485، باب في الخوف من اللّه‏، ح  787؛ سيوطى، تاريخ الخلفاء: ص 112، الخلفاء الراشدون، عمر بن الخطاب، نبذ من أخباره و قضاياه و متقى هندى، كنزالعمال في سنن الأقوال و الأفعال: ج  12، ص 529، ح 35703.

آيا آرزوى درخت بودن و گوسفند بودن و تبديل به پشگل و مدفوع شدن با مقام حضرت ابوبكر و عمر سازگار است؟

آيا چنين آرزويى نشانگر زهد و خوف حضرت ابوبكر و عمر است؟

حضرت ابوبكر و عمر مرتكب چه گناهانى شده بودند كه از حساب و كتاب و عذاب روز قيامت مى‏ترسيدند و چنين آرزوهايى مى‏كردند؟

همه این مطالب  با سند گفته شده امیدوارم بفهمید که چه می گویید.ما اهل اهانت به صحابه نیستیم بالاخره کارها و اتفاقاتی افتاده که جوابگو خواهندبود همچنانکه ما جوابگو خواهیم بود پس بیایید منتظر روز جزا باشیم بدون اینکه به هم تهمت بزنیم
یا حق

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393
البته از تهمت عایشه به پیامبر که میگفت من دختری بودم کم سن وسال طوری که پدر و مادرم را نمی شناختم اما پیامبر به خانه ی ما می امد و علمای شما می گویند که پیامبر برای تمتع جنسی نمی رفت چون عایشه کم سن و سال بوداما جور دیگه از عایشه لذت می برد.یعنی انقدر دفاع و فضیلت تراشی واجب شده که پیامبر را دارای مشکل جنسی بدانیم حتی به قیمت تطهیر دختران کسانی که آرزو داشتند انسان نبودندبلکه گوسفند و علف و پیشگل و مدفوع بودند؟

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393

ابراهيم بن سيار معروف به نظام معتزلى نيز درباره حديث ثقلين مى‏گويد: پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم حضرت على رضى‏الله‏عنه را براى جانشينى خود منصوب كرده و به مردم نيز معرفى كرد. صحابه نيز اين مطلب را فهميدند، اما عمر بن خطاب به خاطر حمايت از ابوبكر و به خلافت رسيدن او اين مطلب را كتمان كرد.

«نص النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم على أنّ الإمامَ عليٌّ و عيّنه، و عرفت الصحابة ذلك و لكن كتمه عمر لأجل أبيبكر».

صفدى، الوافي بالوفيات: ج 6، ص 17، شرح حال نظام معتزلى، ش 2444.

این که دیگه از جعلیات ما شیعیان نیست.

ابوهريره به یک واقعيت دیگر اشاره كرده و مى‏گويد: عده‏ اى از صحابه پيامبر مطالب تورات را مى‏نوشتند. هنگامى كه پيامبر از اين مطلب مطلع شدند، فرمودند: احمق‏ترين احمق‏ها و گمراه‏ترين گمراهان كسانى هستند كه به مطالب و آموزه‏هايى كه توسط پيامبرشان آورده شده، توجه نمى‏كنند و به نوشتن مطالب و دستورات پيامبر قوم ديگر مى‏پردازند.

«كان ناس من أصحاب رسول‏اللّه‏ يكتبون من التوراة، فذكروا ذلك لرسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: إن أحمق الحمق و أضل الضلالة قوم رغبوا عما جاء به نبيّهم إلى نبيّ غير نبيّهم و إلى أمّة غير أمتهم».

سيوطى، الدر المنثور في التفسير بالمأثور: ج 5، ص 148، تفسير آيه 51 سوره عنكبوت و متقى هندى، كنزالعمال في سنن الأقوال و الأفعال: ج 1، ص 217، ح 1087.

آيا با وجود احمق و گمراه خوانده شدن عده ‏اى از صحابه توسط پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، باز هم مى‏توان تمامى صحابه را عادل و الگويى مناسب براى پيروى دانست؟
 

سمعانى درباره قرآن خواندن سر بريده احمد بن نصر مى‏نويسد: وى در ماجراى «مخلوق يا قديم بودن قرآن» به دليل همكارى نكردن و هم‏رأى نشدن با حكومت و نپذيرفتنِ مخلوق بودن قرآن، توسط الواثق باللّه‏ خليفه عباسى كشته شد. سر بريده احمد بن نصر تا هنگام دفن، قرآن مى‏خواند. الواثق باللّه‏ وى را در روز پنجشنبه دو روز قبل از اتمام شعبان سال 231 هجرى قمرى به قتل رسانيد. در روز شنبه همزمان با اول رمضان سر بريده او را در بغداد روى پل نصب كردند. سر بريده او را در حال خواندن آيه «الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ» (سوره عنكبوت، آيه 1 و 2) مشاهده كرده بودند. سر بريده او در بغداد و بدن او در سامرا به دار آويخته شده بود. پس از شش سال، سر بريده و بدن او را در روز سه‏شنبه سوم شوال 237 هجرى قمرى در كنار هم قرار داده و در سمت شرقى مقبره
معروف مالكيه دفن كردند.

«قتله الواثق لإمتناعه عن القول بخلق القرآن، و كان لسانه يقرأ القرآن إلى أن دفن، قتله الواثق بيده في يوم الخميس ليومين بقيا من شعبان سنة إحدى و ثلاثين و مائتين. و في يوم السبت مستهل شهر رمضان نصب رأسه ببغداد على رأس الجسر، فحكى بعضهم أنّه رأى الرأس مصلوباً يقرأ: «الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ» و بقي رأسه ببغداد و جثته بسرّ من رأى سامراء مصلوباً ست سنين إلى أن خط و جمع بينهما و دفن في الجانب الشرقي في المقبرة المعروفة بالمالكية، و كان الدفن يوم الثلاثاء لثلاث من شوال سنة سبع و ثلاثين و مائتين».

سمعانى، الأنساب: ج 2، ص 358، باب الخاء و الزاي، ذيل الخزاعي.

ذهبى يكى ديگر از علماى ما نيز به سخن گفتن سر بريده احمد بن نصر اشاره كرده و به نقل از شخصى كه شاهد كشته شدن احمد بن نصر بوده، مى‏نويسد: هنگامى كه احمد بن نصر به قتل رسيد، سر بريده او جمله «لا إله إلاّ اللّه‏» را گفت.

«رأيت رأس أحمد بن نصر حين قتل قال رأسه: لا إله إلاّ اللّه‏».

ذهبى، سير أعلام النبلاء: ج 11، ص 168، شرح حال احمد بن نصر خزاعى، ش 70.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، چرا قرآن خواندن سر بريده حضرت حسين رضى‏ الله‏ عنه را انكار كرده و شيعيان و روافض را به خاطر نقل اين مطالب مورد انتقاد شديد قرار مى‏دهيم؟

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟

بخارى روايتى را به اين مضمون نقل مى‏كند كه: هنگامى كه عبداللّه‏ بن اُبى ـ يكى از منافقين ـ درگذشت، فرزند او نزد پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم آمده و پيراهن آن حضرت را به عنوان كفن براى پدرش خواست و از رسول گرامى اسلام درخواست خواندن نماز بر جنازه و طلب مغفرت براى پدرش نمود. پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم پيراهن خود را به او داد و چون خواست بر پيكر او نماز گذارد، عمر بن خطاب پيامبر را كشيد و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر پيكر منافقان نهى نكرده است.

«أنّ عبداللّه‏ بن أبي لمّا تُوفي جاء إبنه إلى النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم، فقال: يا رسول‏اللّه‏! أعطني قميصَك أكفّنه فيه و صلّ عليه و استغفر له، فأعطاه النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم قميصَه فقال: آذني أصلّي عليه، فآذنه، فلمّا أراد أن يصلّي عليه جذبه عمر رضى‏الله‏عنه، فقال: أليس اللّه‏ نهاك أن تصلّي على المنافقين».

محمد بن اسماعيل بخارى، صحيح البخاري: ج 1، ص 220، باب في الجنائز، باب الكفن في القميص الذي يكف أو لايكف و من كفن بغير قميص و ج 4، ص 25، كتاب اللباس، باب لبس القميص.

اگر چنين مطالبى صحت دارد، پس آيات «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ» (سوره حاقه 69، آيه 44 و 45.)، «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى» (سوره نجم 53، آيه 3.) و «مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ» (سوره تكوير 81، آيه 21.) را چگونه توجيه مى‏كنيم؟

آيا حضرت عمر در اجراى فرمان خداوند، از پيامبر صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم جلوتر بود؟

آيا پيامبر اكرم صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم به احكامى كه خودش آورده بود، جاهل بود؟
جناب سنی با این عقاید شما چیکار کنیم واقعا عمر بالاتر از حضرت محمد صلوات الله علیه واله طیبین والطاهرین بود که هشدار میداد که خدا چه گفته و چه نگفته؟

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393
در زمان خود پیغمبر کسانی که به سرپرستی حضرت جعفربن ابی طالب رضوان الله علیه به حبشه رفتند یعنی گزینش شدند و برای رهایی از آزار و اذیت امت کافر پناه بردند به سرزمین نجاشی کسی بود (مردی فوق العاده زیبا بود )که بخاطر یک زن درباری از اسلام دست کشید و مسیحی شد (گرچه بعدآ مردان درباری او را به کمک عطری سمی دیوانه کردند و کشتند )اما کسی که گزینش میشه ومورد تایید پیامبر است به سفارش نبی اکرم مهاجرت می کنه ازدین برمی گرده ومرتد میشه آیا حالا بگیم این دین چه ارزشی داره؟وقتی اولین مهاجرانش مرتد میشن اونم بخاطر یک زن چه ارزشی داره که مسلمان بشویم؟این چه استدلال مزخرفی هست که شما سنی ها دارید فلانی سنی شده (که دروغ محضه)گرچه همه ی علمای شیعه  سنی بشوند( که از محالاته )هم تاثیری بر حقانیت شیعه نخواهد داشت.مثل این می مونه که بگیم ابلیس بعد از4هزار سال عبادت که کافر شده حتما با کفرش موجبات اذیت خدا را فراهم کرده وثانیا بعداز4000سال عبادت به نتیجه ای رسیده که کافر شده پس ما هم شیطان پرست بشویم ؟بدانید که برقعی ها المویدها و خیلی از علما در زمان ظهور شاید بر علیه امام زمان قیام کنند حالا منم برم به خاطر یک حرام لقمه با امام زمان که حتم دارم سنی نیست و ایمان دارم شیعه است مبارزه کنم؟مگه ما بخاطر ایت الله بهجت ها و امام خمینی و امام خامنه ای ها شیعه شدیم که بخاطر موید ها سنی بشیم.انقدر در مذهبتان قحط الرجال هست که به این افراد پناه می برید مثل اعقابتان که به خالدبن ولید زناکار متوسل می شدید.بخدا انقدر استدلال عقلی و نقلی هست که اگه بخوام فقط فهرست وار بنویسم زمان خواهد برد اما مثالهایی زدم تا بدانید شاید این جمعه بیاید شاید...

ارسال شده توسط ایلیا در تاریخ: سه شنبه، 4 آذر، 1393
نوشتید برقعی سنی شده اصلا هم این جوری نبوده بلکه به یکسری از عادات ایرانی_شیعی ایراد گرفته که جای بحث داره.الموید از جاسوسان موساد و عربستان هستش که به قول معروف دزدی در لباس یک روحانیست.اگر به اعتبار این ها باشد که پسر ابوبکر خود ابوبکر را قبول نداشتند و در راه ولایت امیرالمومنین صلوات الله علیه به شهادت رسیدند مدرک بی بدیلی است در رد خود ابوبکر و عمر و عثمان.یک روز می گید قبر پرست و شفاعت و غیره و ذلک که باتوجه به آیات قران همچون لباس یوسف و بوسه و بوییدن و شفا گرفتن یعقوب علیه السلام کاملا دلیلی بر رد ادعاهای بنی اسراییلی شما سنی هاست.درثانی زیاد به تعداد و نفر و غیره نبالید که امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا با313 نفر این دنیا را بر اساس عقاید حقه ی شیعه بازسازی خواهد فرمود اگه کل عالم هم سنی بشوند باز به دست امام شیعه دستورات حق تعالی به اجرا خواهد درآمد و همه فوج فوج به شیعه خواهند گروید.هرچند همه شیعه بشوند فخری برای ما نخواهد بود فلانی میخواهد برود به بهشت یا جهنم چه دلیلی داره من زجرش را بکشم وقتی که خداوند به پیامبر عظیم الشان اسلام می فرماید خودت را برای هدایت این مردم به مشقت نیانداز(قریب به معنی)من چرا بخاطر تو که اینچنین راه ناکجا آباد را به سرعت می دوی حرص بخورم.پس زیاد خودتان را پشت وهابی و وحشی گری و طالبانیزم و داعشیسم مخفی نکنید چهره واقعی شما خیلی وقته معلوم شده.تو هم اگه داری تبلیغ می کنی بخاطر اینه که (در زمان امام حسین علیه السلام عابدی بود که در نمازش به جای سوره توحید بقره و ال عمران را می خواد نمازش و روزه اش زبان زد عام و خاص بود ولی وقتی نبرد کربلا واقع شد زره پوشید و گفت به قتل حسین همت کنید که برخلیفه ی زمان خروج کرده )از تبار اینچنین عالم نمایانی هستی که همون الموید به گرد پای اونم در عبادت نمی رسه.پس حنجرتون رو پاره نکنیدکه ظهور نزدیک است.خواهیم دید که چطور به خاطر هر فکر ناپسندی که درقبال شیعه کردید استغفار می کنید گرچه آغوش شیعه برای هر توبه کننده ی واقعی بازست.

ارسال شده توسط عباس در تاریخ: پنجشنبه، 22 آبان، 1393
شیعه اگر علیوار زندگی کند اهل سنت بادیدن اخلاق وروش زندگی شیعه خود قضاوت خواهد کرد واگر در ظاهر سنی باشد ولی قلبآ یک شیعه خواهد بود اینکه مابه عقاید برادران اهل سنت توهین کنیم روش و طرز فکر امیر المومنین (ع) نیست ، ما جذبه ها وزیبایی های شیعه را در خودمان ظاهر کنیم آنوقت خواهیم دید که تمام ادیان جهان قلبآ شیعه خواهند شد.

ارسال شده توسط یا عباس(ع) در تاریخ: دوشنبه، 12 آبان، 1393
یکمی بشینید فکر کنید به حساب خودتان سنی ها! ما کجا سنت پیامبر را بجا آوردی؟؟ البته ما که نه!خدارو شکر من شیعه شدم،شاکرمو شادمان بخدا قسم شیعه برحقست و مسلمان واقعی لعنت بر عمرخطاب که بعد از این همه سال هنوز باعث گمراهی عده ای بی خبر است تحقیق کنید،بدانید مبادا دیر بفهمید انشاءالله خدا کمکتان کند چشم دلتان باز شود،چون فقط با حضور قلب عشق به اهل بیث را درک خواهید کرد بخدا متعال قسم که شیعه بر حق است. یامهدی ادرکنی.

ارسال شده توسط س.حسینی در تاریخ: دوشنبه، 12 آبان، 1393
کسی که به ابوبکر عمر بگه امام و حضرت معلومه هیچی از مذهب خودش نمیدونه هیچوقت برابری بین شیعه وسنی نیست همانطور که عایشه با فاطمه ی زهرا(س)برابر نیست به اهل سنتها کتاب شبهای پیشاور،یا شهابی در شب رو حتما پیشنهاد میکنم ابوبکر و عمرو عثمان با علی(ع) قابل مقایسه نیستن و درضمن شک نکنید عشق به حسین تو قلب هر شیعه نمیذاره ذره ای به مذهب پاک پر زیباش شک کنه..

ارسال شده توسط لیلا در تاریخ: دوشنبه، 28 مهر، 1393

سلام دوستان.

برای هر کسی پیش میاد که یه سری معجزاتی تو زندگیش رخ دهد که آقای تیجانی یکی از ما آدمهاست.

بعدشم شیعه و سنی مرز متفاوتی ندارند و همه با یک اقرار قلبی و زبانی به یک دین هستیم و واقعا معنایی ندارد که اینطور خودمان را خراب کنیم و با صلاح خودمان، خودمان را نشانه گیری کنیم. موضع گیری برای ما که یک دین را داریم دامن زدن به اختلافات بیشتر است و در نتیجه ریشخند شدن خودمان و خوشحالی دیگران.

پس لطفا نظراتتان را برای خودمان نگه داریم و اینجا جایی نیست که اینطور گفته ها نوشته شود.

 


ارسال شده توسط reza در تاریخ: چهارشنبه، 23 مهر، 1393
دوستان عزیز اینهمه اختلاف برا چیه.دشمنا اسلام فقط پی تفرقه بین مذاهب اسلام هستن.چرا با این حرفاتون جنگ و جدل را میندازید.خدا تو قرآن نوشته دین اسلام دیگه اسمی از مذهب نبرده.هرکسی که تو ترویج اسلام زحمت کشیده چه سنی چه شیعه باید بهش احترام گذاشت.خدا خودش گفته هرکس که کلمه لااله الا الله محمدالرسول الله به زبون اورد مسلمونه.هرکس عقیده خودشو داره و احترام بزارید به عقاید دیگران

ارسال شده توسط ali در تاریخ: شنبه، 15 شهریور، 1393
ابوبکر و عمر دولبه قیچی بودن که میان مسلمانا اختلاف انداختند.

ارسال شده توسط لاسون در تاریخ: پنجشنبه، 9 مرداد، 1393
هركس أين نظر راداده كه دكتر سني بوده بعد شيعه شده اشتباه كرده

ارسال شده توسط علی در تاریخ: جمعه، 3 مرداد، 1393

پس با ایت الله الموید که استاد حوزه ی علمیه ی قم بود چی کار میکنید که سنی شد این دروغ هاتون رو فقط خودتون باور میکنید اقای صالح هم فقط شخصیت خودشو نشون داد


ارسال شده توسط احسان در تاریخ: جمعه، 13 تیر، 1393
اگه با حضرت عمر مشکل دارید لطفا سوره ی کافرون را برای خودتان بخوانید منظورم این نیست که شما کافر هستید معنی آنها را بخوانید اصلا به شما چه ربطی داره شما برید تو خیمه ها تا خواننده شوید آهنگ یا زهرا  یا زهرا یاد بگیرید که درآمد بالاتری داره برید دنبال دین خودتان

ارسال شده توسط عایشه در تاریخ: چهارشنبه، 11 تیر، 1393
اقای صالح چه قدر بی ادبی اینو بدون حضرت عمر تاج سر ماست تو  بفهم چی داری میگی نذار بگم و اقای سید محمد به نظرت کی خودشو به نفهمی میزنه 

ارسال شده توسط محسن در تاریخ: جمعه، 6 تیر، 1393
اولا شیعه عادت داره احادیث کتب اهل سنت رو نصفه نیمه نشون بده این کتاب هم همینطوره و بعضی هارو گول میزنه. دوما شیعیان برن ببینن چند آیت ا... و حجت الاسلام سنی شدن و برن کتابای اونارو بخونن سوما خدا گمراهان را هدایت کند

ارسال شده توسط سید محمد در تاریخ: دوشنبه، 2 تیر، 1393
باسلام من نمیدونم بعضی از اهل سنت چرا هی دارن خودشون رو به نفهمی میزنن اخه چه توهینی به شما شده برید تاریخ بخونید بعد بگید به ما توهین شده 

ارسال شده توسط حسینی در تاریخ: چهارشنبه، 28 خرداد، 1393
حق هیچ وقت پنهان نیست . کسی که به ما اهلسنت توهین کند پس بدان که مسلمون نیست . سنی واقعی کیست به وبلاگ عقاید اهلسنت و الجماعت واقعی رجوع بکنید: www.sabzpaag.blogfa.com هی الکی چرت و پرت نگو جناب آقای مدیر. مگه شماها وجدان ندارید؟ بحث شیعه و سنی راه انداختن به منزله تحریف دین اسلامه . و باعث ایجاد تفرقه شده . حال قضاوت با خودتان . آیا کسی که ایجاد تفرقه بکنه و منافق باشه مسلمون هست؟ به وبلاگ ما حتماً سری بزنید به کل جوابهای خود خواهید رسید .

ارسال شده توسط apemasoud در تاریخ: جمعه، 16 خرداد، 1393

اول نویسنده رو کامل بشناسید بعد نظر بدید که چه ملعونی بوده و اصلا کیه؟



کل نظرات این کتاب 42 (در هر صفحه 20 نظر)

1 |  2 |  3 | 


 
15 کتاب از این نویسنده:

15 کتاب از این ناشر:


دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد دوم

دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد اول


دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد دوم

دانلود رایگان کتاب اهل سنت واقعی جلد اول


[لیست همه کتابهای این نویسنده]

[لیست همه کتابهای این ناشر]

 


با پرداخت فقط و فقط وجه یک کتاب بیش از 7500 کتاب را درب منزلتان دریافت و بعد وجه آنرا به مامور پست بپردازید. این مجموعه نفیس که بر روی 6 عدد DVD تهیه شده است شامل تمامی کتابهای موجود در سایت میباشد. (صدها هزار صفحه کتاب)
تعدادی از کتابهای این کتابخانه بدلیل تجدید چاپ نشدن در بازار کتاب بسیار نایاب میباشند و بیش از سی سال است که از چاپ آخرین نسخه آنها گذشته است و تجدید چاپ نشده اند. اکثر این کتابها برای اولین بار فقط در این سایت برای دانلود قرار داده شده است.

توصیه ما به شما: بجای دانلود با سرعت بسیار پایین اینترنت ایران کلیه کتابها را با اتوران سازی بسیار پیشرفته بهمراه نرم افزارهای مورد نیاز برای مطالعه کتابها را درب منزلتان تحویل بگیرید.
کتابها از چنان تنوع زیادی برخوردار است که شما با هر سطح دانش و نوع تفکری میتوانید از بخش زیادی از کتابخانه کمال استفاده را نمایید. اکثر کتابها دارای کیفیت بسیار عالی هستند. نرم افزار اتوران ساز کتابها به نوعی تهیه شده است که برای مثال شما وارد بخش کامپیوتر کتابخانه دیجیتال میشوید و پس از مطالعه توضیحات و مشخصات کتابها بر روی قسمت مورد نظر کلیک مینمایید تا باز شود.

لیست کتابهای موجود در پکیجها

تصاویری ازکتابخانه دیجیتال

قیمت کل این مجموعه بر روی 6 عدد DVD و پک مخصوص بهمراه دهها نرم افزار مورد نیاز برای مطالعه کتابها فقط و فقط 14900 تومان میباشد.
این محصول دارای گارانتی تعویض میباشد.
برای خرید پستی این مجموعه از لینک خرید پستی در بخش زیر استفاده نمایید.

سفارش کل مجموعه بر روی 6 عدد DVD :

آمار سایت
امروز:
یکشنبه، 30 آذر، 1393

آمار کلی:

کل کتابها: 9164
کل شاخه ها: 49
کل زیر شاخه ها: 156
کل نظرات کتابها: 11221
کل اخبار: 1
کل لینکها: 0
کل برنامه ها: 11
کل مقالات: 96
کل شاخه های مقالات: 21
کل نظرات مقالات: 298

کل بازدیدها:

امروز: 51,066
دیروز: 84,605
مجموع: 182,721,190
از تاریخ: 24 بهمن 1385


وضعیت آنلاین سایت:

بیشترین افراد آنلاین: 3,823
افراد آنلاین سایت: 682

 

تبلیغات متنی

تبلیغات متنی سایت شما

توضیحات تبلیغات متنی سایت شما بصورت کوتاه



تبلیغات متنی سایت شما

توضیحات تبلیغات متنی سایت شما بصورت کوتاه



تبلیغات متنی سایت شما

توضیحات تبلیغات متنی سایت شما بصورت کوتاه


 

موضوعات مقالات

 اقتصادی (2)

 جامعه شناسی (3)

 حقوقی (3)

 روانشناسی (2)

 سیاسی (5)

 شیمی و پتروشیمی (1)

 عرفانی (1)

 فرهنگی و اجتماعی (1)

 فلسفی (9)

 مذهبی (6)

 مهندسی برق (7)

 مهندسی صنایع (5)

 مهندسی عمران (6)

 مهندسی معماری (3)

 مهندسی مواد (3)

 مهندسی مکانیک (4)

 نجوم و اخترشناسی (3)

 هنری (2)

 ورزشی (2)

 پزشکی (8)

 کامپیوتر و اینترنت (20)

 

آخرین مقالات

ارائه ى مدل تلفیقی مهندسی معکوس و مهندسی ارزش برای طراحی محصول(مطالعه ى موردی در صنایع هوافضا)
آنالیز تغییرات افت فشار و ضریب انتقال حرارت در تبادلگرهای صفحه - حلزونی بااستفاده از دینامیک سیالات محاسباتی
آماده سازی مکانیکی کالکوپیریت پیش از عملیات حل سازی
بررسی خواص فیزیکی کامپوزیت های برپایه گل رس اصلاح شده با مواد طبیعی و سنتزی به عنوان سازه های مهندسی جدید در مناطق زلزله خیز
تغذیه و تمایلات جنسی
مدلی مبتنی بر ریسک و بازده برای اندازه گیری کارایی شرکت های سرمایه گذاری در بورس تهران
جستاری بر هنر فنگ‌ شویی در طراحی داخلی مدرن
آنالیز دینامیکی سدهای خاکی با هسته بتن آسفالتی
ارائه مدل زنجیره ارزش صنعت برق بادی در ایران
اتصال سرامیک آلومینا به آلیاژ Fe-Ni-Co با استفاده از آلیاژ Ag-Cu-Ti به روش بریزینگ فعال

تمام مقالات

 

کتابهای شما

آمار کلی مرکز نشر آثار:

کل کتابهای این بخش: 282
کل شاخه های این بخش: 38
کل زیر شاخه های این بخش: 50
کل بازدیدها: 672763

ورود به صفحه اصلی


5 کتاب جدید شما:

ماتريكس از فراسوى ماتريكس
جامعه شناسان ناآرام (جلد اول) اگوست کنت - آرامگرای ناآرام
آموزش ساده ی اوبونتو 10.10
آموزش ساخت بازی های کامپیوتری با برنامه نویسی
آموزش ساخت بازی های کامپیوتری بدون برنامه نویسی


5 کتاب پربازدید شما:

فرهنگ لغات قرآنی (کلمه به کلمه با قرآن)
آموزش ساخت بازی های کامپیوتری بدون برنامه نویسی
پاریس تورس و شمشیر اهریمن
مفاهیم سیستم عامل
کتاب جامع نظریه زبیان ها و ماشینها

 

نرم افزارهای مورد نیاز

نرم افزار Real Player v.11

مشاهده و خواندن فایل های PDF با Adobe Acrobat Reader v9.3

نرم افزار پخش فایلهای صوتی و تصویری KMPlayer v2.9.4.1437

نرم افزار Macromedia Flash Player

نرم افزار Tiff Viewer

نرم افزار DjVu Browser Plugin 6.0

قدرتمندترين برنامه فشرده ساز جهان WinRAR v3.92

نرم افزار فشرده ساز قدرتمند WinZip 14.5

دانلود راحت و بی دردسر با Orbit Downloader v4.0.0.2

نرم افزار Foxit Reader 4

تمام برنامه ها

 

حمایت از ما

دانلود رایگان کتابهای الکترونیکی فارسی

لینک به ما:

 

معرفی سایت به دوستان
نام شما*:

ایمیل شما*:

نام دوستتان*:

ایمیل دوستتان*:


کد امنیتی: این کد را در کادر مقابل وارد نمایید